درد فراق و دیده ی گریان دگر بس استآقا بیا که دوری و هجران دگر بس است
ما از فراق روی تو خون گریه می کنیممولا بیا که حال پریشان دگر بس است
بگذشت عمر و بی سر وسامان و گمرهیمما را فریب و حیله ی شیطان دگر بس است
ما را احاطه کرده حادثه ها ایها الامامآقا بیا، که سختی طوفان دگر بس است
ما را برای یاری تو آفریده اندتنها میان دشت و بیابان دگر بس است
معنا شود کتاب خدا با حضور توالفاظ بی معانی قران دگر بس است
درد فراق روی تو سخت است شیعه راآه و فغان و درد فراوان دگر بس است
دنیا بهشت ماست ولی با حضور توآقای من جهان چو زندان دگر بس است
مصر وجود ما به وجود تو با صفاستمصر بدون یوسف کنعان دگر بس است
برچسب: درد,فراق,
نویسنده: مبین شریفی
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 0:39